تبليغاتX
پایگاه مقاومت بسیج شهید محصولی
 

امروز در تاریخ

ولادت حضرت عباس(ع)

در این روز در سال 26 هـ علمدار کربلا سقای نینوا حضرت قمر منیر بنی هاشم أبوالفضل العباس(ع) به دنیا آمد.

نام مشهور آن حضرت عباس(ع) است. به آن حضرت أبوالفضل، أبوالقربة، قمر بنی هاشم، باب الحوائج، عبدصالح و سقا می گویند.

 

 

پدرشان حضرت أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب(ع) و مادرشان حضرت أم البنین فاطمه (ع) دختر حزام کلابیه است.


 

 

آن حضرت خوش سیما و زیبارو بود و به همین جهت به ماه بنی هاشم ملقب شد. قامتی بلند و بازوهایی قوی داشت و بر اسب که می نشست و پا در رکاب می نمود زانوی آن حضرت تاگردن اسب می رسید. مظهر جلال و جبروت حضرت کردگار بود و در شجاعت و صفات بعد از امام حسن و امام حسین(ع) سرآمد اولاد أمیرالمؤمنین(ع) بود. آن حضرت سپهسالار و علمدار مظلوم کربلا بود.

 


 

نوشته شده توسط بسیجی در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ساعت 11:1 موضوع | لینک ثابت


هالیوود و عاشورا

«فرانسیس فوکویاما» کتاب پایان تاریخ خود را در سه کنفرانس جهانی تورنتو، واشینگتن و اورشلیم ارائه کرد.
فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» می‌گوید: شیعه، پرنده‌ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرنده‌ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ.
عاشورا و حماسة پر شکوه آن پدیده‌ای است که همواره رمز و راز نیروی پنهان و آشکار شیعیان و آزادی خواهان بوده است. قدرت این رمز و راز آن چنان است که دشمنان اسلام را همیشه در حیرت و شگفتی و سردرگمی فرو برده است. از همین رو، دشمنان، به ویژه صهیونیسم جهانی بر آنند تا با شبیه‌سازی و بهره‌گیری از این واقعه، برای دنیای پوشالی و خیالی خود، جلوه‌های مقدّس و آسمانی بیافرینند. برای مثال، در سه کنفرانس جهانی تورنتو، واشینگتن و اورشلیم، «فرانسیس فوکویاما» کتاب پایان تاریخ خود را ارائه کرد. این کتاب در برابر کتاب برخورد تمدّن‌ها اثر «ساموئل هانتینگتون» است. فوکویاما مدّعی است که خرده تمدن‌ها و فرهنگ‌های جزئی به دست فرهنگ غالب بلعیده می‌شوند و رسانه‌ها، دنیا را به سمت دهکدة واحد پیش می‌برند و به ناچار دنیا درگیر جنگی خانمان‌سوز خواهد شد. بنابراین، برای پیش‌گیری از این جنگ باید یکی را به عنوان کدخدایی بپذیریم و در ادامه ثابت می‌کند که کدخدا، امریکا است. فوکویاما می‌گوید: این نبرد حتمی است، ولی برندة آن غرب نخواهد بود و او با اسناد و مدارک ثابت می‌کند که برندة نبردِ آخرالزّمان، شیعیان هستند.
فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» می‌گوید:
شیعه، پرنده‌ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرنده‌ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ.
او بال سبز این پرنده را مهدویّت و عدالت خواهی و بال سرخ را شهادت‌طلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است، معرفی می‌کند.
فوکویاما معتقد است شیعه بُعد سومی هم دارد که اهمیّتش بسیار است. او می‌گوید:
این پرنده، زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان می‌شود. شیعه، عنصری است که هر چه او را از بین می‌برند، بیشتر می‌شود.
وی جنگ عراق و ایران را مثال می‌زند و می‌گوید:
این‌ها فاو را تسخیر کرده‌اند، می‌روند کربلا را هم بگیرند و این، یعنی فتح قدس، اگر کربلا را بگیرند، اینجا را هم قطعاً می‌گیرند.
او برای دفع این خطر پیشنهاد می‌کند با امتیاز دادن به ایران، جنگ را متوقّف کنید.
فوکویاما، مهندسی معکوسی را برای شیعه و مهندسی صحیحی را برای خودشان طراحی می‌کند و می‌نویسد:
مهندسی معکوس برای شیعیان این است که ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید. تا این را خط نزنید، نمی‌توانید به ساحت قدسی کربلا و مهدویّت تجاوز کنید... برای پیروزی بر یک ملّت باید میل مردم را تغییر داد... ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید، در گام بعد، شهادت طلبی این‌ها را به رفاه‌طلبی تبدیل کنید. اگر این دو تا را خط زدید، خود به خود اندیشه‌های امام زمانی از جامعة شیعه رخت می‌بندد... شما بیایید برای غرب هم امام زمان و کربلا و ولی فقیه بتراشید.
فوکویاما برای این کار، مکتب جدیدی به نام اونجلیس عرضه کرد. مکتبی که قدمتش به 1987 میلادی بر می‌گردد. طرفداران این مکتب معتقدند عیسای ناصری خواهد آمد. فوکویاما به آن‌ها توصیه می‌کند در فیلم‌هایشان هر چه را شیعیان دربارة امام زمان می‌‌گویند، بر شخصیّت عیسای ناصری تطبیق بدهند. بر اساس دستور فوکویاما، فیلم‌هایی بر اساس مدل «روایت فتح» شهید آوینی، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به کارگیری مؤلّفه‌های احساسی برنامه‌های شهید آوینی، با همان تیپ‌ها و همان دیالوگ‌ها که شهید آوینی‌ می‌گفت.
فیلم نجات سرباز رایان با محتوای تجلیل از مادر سه شهید؛ فیلم نبرد پرل هاربر با محتوای جنگ جنگ تا رفع فتنه‌ در عالم؛ فیلم زمانی سرباز بودیم با تئوری بازسازی کربلا و بر اساس الگوی عملیّات کربلای 5؛ فیلم سقوط شاهین سیاه، بازسازی صحنةکربلا، فیلم جن‌گیر که در آن از نمادهای اسلامی شیعه استفاده شده بود.
نکته:
در تمامی این فیلم‌ها، بر اساس نظریة فوکویاما، امام حسین(ع) و کربلا، یک طرف و سوی دیگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوی شیعی انتخاب شده است. لباس سربازان امریکایی، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است ؛ آن هم به دلیل تقدّس این رنگ در آرمان‌های شیعی. هنر پیشه‌ها تا پایان فیلم ناشناخته‌اند و همچنین تا آخر فیلم فقط نقش‌های قدسی بازی می‌کنند.
ماهنامه موعود شماره 72


 

نوشته شده توسط بسیجی در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 16:12 موضوع | لینک ثابت


جوان در نگاه امام صادق علیه السلام

جوان

نسل نو و امام صادق علیه السلام

نگاه مهربان امام صادق(ع) به جوانان، همراه با بزرگداشت ‏شخصیت، تكریم استعدادها و صلاحیت‏ها، احترام به نیازها و توجه به قلب‏هاى ‏پاك و زلال آنان بود و اقبال جمع جوانان به سوى امام(ع) فرایندعملكرد و رفتار متین، محبت‏آمیز، حكیمانه و سرشار از خلوص وعاطفه آن حضرت بود، بدان حد كه سخنش بر اریكه دل آنان مى‏نشست، زیرا گرایش جوان به خوبى، نیكى و زیبایى بیشتر و سریعتر ازدیگران است. پدیده‏اى كه امام بدان اشاره نموده مى‏فرماید:

«انهم اسرع الى كل خیر» (1)

جوانان زودتر از دیگران به خوبیها روى مى‏آورند.

رفتار و سخن امام صادق(ع) ترجمان حقیقى این گفته رسول خدا(ص)است كه فرمود:

«اوصیكم بالشبان خیرا، فانهم ارق افئده‏» (2)

سفارش مى‏كنم شما را كه، با جوانان به خوبى و نیكویى رفتاركنید، چرا كه آنان نازك دل و عاطفى‏ترند.

امام ضمن توجه به روح لطیف و احساس آرمانى جوانان، یاران‏ ونزدیكان خود را نیز به دقت و توجه در این نكات رهنمون مى‏ساخت. از جمله، یكى از یاران امام به نام «مؤمن طاق‏» (3) براى پیام‏رسانى و تبلیغ دین، مدتى را در شهر بصره گذراند. وقتى كه به‏مدینه بازگشت، خدمت امام صادق(ع) رسید، حضرت از او پرسید:

- به بصره رفته بودى؟

- آرى!

- اقبال مردم را به دین و ولایت چگونه دیدى؟

- اندك است! مى‏آیند ولى كم!!

جوانان را دریاب، زیرا آنان به نیكى و خیر از دیگران ‏پیشتازترند. (4)

گزیده‏اى از منشور جوان را در اندیشه صادق آل محمد(ص) مرورمى‏نماییم:

 

كوچ عصر

جوانى «فرصت نیكو» و «نسیم رحمت‏» است كه باید به خوبى ازآن بهره جست و با زیركى، ذكاوت و تیزبینى آن نعمت‏ خداداد راپاس داشت; زیرا كه این فرصت، «ربودنى‏» و «رفتنى‏» است وضایع ساختن آن، چیزى جز غم، اندوه و پشیمانى را براى دوران پس‏از آن به ارث نمى‏گذارد.

زندگى كوتاه است و راه كار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمایه‏ گرانبهاى ما وقت است كه بازگشتى ندارد، از این رو بزرگترین فن‏ بهترزیستن، بهره جستن از فرصتهاى بى‏نظیرى است كه برما مى‏گذرد; این سخن امام صادق(ع) را باید جدى گرفت:

«من انتظر عاجلة الفرصة مواجلة الاستقصاء سلبته الایام فرصته،لان من شان الایام السلب و سبیل الزمن الفوت‏» (5)

به هركس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت كامل آن‏را تاخیر اندازد، روزگار همان فرصت را نیز از او برباید، زیرا كار ایام، بردن است و روش زمان، از دست رفتن.

 

رنگ خدا

آدمى با ورود به دوران جوانى به دنبال «هویت‏» جدیدى مى‏گردد;آن احساس نسبتاپایدار از یگانگى خود، از این كه: «من كه هستم ‏و كه باید باشم؟» كه دستیابى به آن، به فرد امكان مى‏دهد كه‏ارتباطات خود را با خویشتن، خدا، طبیعت و جامعه تنظیم دهد.

در این مرحله هویت‏یابى نقش «آگاهى و بینش‏» بسیار مؤثر وكارساز بوده، بر «رفتار و عمل‏» پیشى دارد، در این دوران، ممكن است‏ سرگردانى در هویت‏ سبب گردد كه جوان نسبت ‏به كیستى خود و نقش اجتماعى خود دچار تردید گردد و این شك ضمن برهم زدن ‏هماهنگى و تعادل روانى، او را به «بحران هویت‏» بكشاند، بحرانى كه جوان به پیرامون اهداف بلند مدت، انتخاب شغل، الگوهاى رفاقت، رفتار و تمایل جنسى، تشخیص مذهبى، ارزشهاى‏اخلافى و تعهد گروهى با تردید و شك خواهد نگریست.

در شكل‏دهى هویت، «معرفت دینى‏» نقش مهمى را ایفا مى‏كند و درواقع، دین مى‏تواند تكیه گاه جوان و رهایى دهنده او از این‏بحران باشد; البته «دانش‏»، «كار و تلاش‏» نیز در ساماندهى‏ هویت او كارساز است. (6)

بنابراین، جوان باید رنگ خدایى گیرد تا هویتش خدایى گردد،«دین‏» همان «رنگ خدا» است كه همگان را بدان دعوت مى‏كنند: (صبغه‏الله و من احسن من الله صبغه) (7) ; رنگ خدایى (بپذیرید!) وچه رنگى از رنگ خدا بهتر است؟ امام صادق(ع) درباره آیه فوق‏مى‏فرماید:

«مقصود از رنگ خدایى همان دین اسلام است.» (8)

دین به انگیزه جوان در بنا و آراستن هویت او پاسخ مى‏دهد، چراكه آدمى داراى عطشى است كه فقط با پیمودن راه خدا فرومى‏نشنید (9) ; از این رو امام صادق(ع)، یادگیرى بایدها و نبایدها و اندیشه‏هاى سبز دین را از ویژگیهاى دوران جوانى مى‏داند. (10) وگاه نسبت‏به آن دسته از جوانانى كه «علم دین‏» نمى‏دانند و درپى‏آن نمى‏روند، رنجیده خاطر مى‏گردد. (11)

 

قرائت معتبر دین

دین اسلام، همان روش زندگى است كه میان زندگى اجتماعى و پرستش‏خداى متعال پیوند مى‏دهد و در همه اعمال فردى و اجتماعى براى‏انسان مسوولیت‏ خدایى ایجاد مى‏كند، كه این مجموعه عقاید ودستورهاى علمى، اخلاقى، سبب خوشبختى انسان در این سرا و سعادت‏ جاوید در جهان دیگر مى‏شود.

فهم از دین چگونه است؟ و جوان دین خود را از كه بجوید؟!

آیا هركس مى‏تواند به فهمى از دین برسد؟!

آیا هر فهمى از دین، صواب و پسندیده است؟!

آیا «فهم دینى‏» فهم نسبى است و هیچ فهم ثابتى وجودندارد؟! (12)

و یا آن كه یك تفسیر و قرائت رسمى از دین وجود دارد.

پس از رحلت رسول اكرم(ص)، مكتب‏اهل‏بیت(ع) به عنوان «ثقل اصغر» در جایگاه علیهم السلام بیین حقیقى دین خوش درخشید، و لیكن ‏افراد و گروههایى نیز به عللى!! در برابر این اندیشه قرارگرفته، با طرح «قرائت مختلف از دین‏» به مقابله با معارف ‏معصومان علیهم السلام پرداختند و مع الاسف تاریخ فرهنگ و معارف‏اسلامى ما همیشه شاهد عرصه گردانى و فریب افكار عمومى از سوى‏خالقان دیدگاههاى دینى بود.

در عصر امام صادق(ع) جداى از رواج مكاتب الحادى و هجوم‏اندیشه‏هاى یونانى و ایجاد نهضت ترجمه، دیدگاهها و نظریات‏گوناگونى در چارچوب «قرائتهاى دینى‏» طرح گردید، حتى برخى ازارباب فرق كه خود مدتى در محضر پیشواى ششم شاگردى كرده بودند، به طرح دیدگاه خویش و عنوان دیدگاه برتر و صواب پرداختند و درمقابل منادى، احیاگر و متولى قرائت ‏حقیقى دین، امام صادق(ع)، ایستادگى كردند و گروهى را به سمت‏ خود كشاندند.

جواني

امام در برخورد با این دیدگاهها، خود به افشاى آنها پرداخت واز سویى به تربیت‏شاگردان همت گمارد تا آنان در عرصه‏هاى مناظره‏ و گفتگو به بافته‏هاى ایشان پاسخ گویند.

نكته‏اى كه بسیار دل امام را مى‏آزرد، توطئه جذب جوانان از سوى‏این فرقه‏هاى منحرف، اما مدعى اسلام بود، به عنوان نمونه، امام‏صادق(ع) جوانان را از گرایش به دو فرقه مطرح آن عصر، مرجئه (13) و غلاه (14) بر حذر مى‏داشت. امام مى‏فرمود:

«برجوانانتان از غلات برحذر باشید كه آن‏ها را به فساد نكشانند; زیرا غلات پست‏ترین خلق خدا هستند، اینان عظمت‏خداى را كوچك ‏شمرده و ادعاى ربوبیت و خدایى را براى بندگان او قائل‏هستند.» (15)

امام با اصل قرار دادن پیشگیرى، ارائه دقیق دین حقیقى وبرگرفته از مكتب اهل‏بیت علیهم السلام را به جوانان توصیه‏ مى‏كردند تا راه را بر رهزنان اندیشه جوانان سد نمایند، حضرت‏مى‏فرمود:

«جوانان را دریابید! به آنان حدیث و دین بیاموزید، پیش از آن‏كه مرجئه برشما پیشى‏گیرند.» (16)

امام صادق(ع) همچنین جوانان را مخاطب خود ساخته مى‏فرماید:

«یامعشرالاحداث! اتقواالله و لاتاتوا الروساء، دعوهم حتى‏یصیروا اذنابا لا تتخذوا الرجال ولائج من دون الله، انا و الله‏خیر لكم منهم‏» (17)

اى گروه جوانان! از خدا پروا كنید و نزد روسا(ى منحرف) نروید،واگذاریدشان تا (از جایگاه بافتنى خود بیفتند و) به دنباله روتبدیل شوند، آنان را به جاى خدا همدم خود نگیرید، به خدا سوگندكه من براى شما از ایشان بهترم.

آنگاه با دست ‏خود به سینه‏اش زد.

 

خاتمه

سخنان و گفته‏هاى نغز امام صادق(ع) روح و جان را قوت بخشیده،منشور دستورهاى زندگى و سعادتمندى آن است. امیداست جامعه جوان‏و پرنشاط، هندسه شخصیت و هویت‏خود را در پرتو معارف این‏امام(ع) ترسیم كرده، خود و جامعه را در سیره ومنش، در مسیرتحقق آرمان جامعه دینى و مدینه آرمانى اهل‏بیت علیهم السلام ،سمت و سو بخشند.

 

پی نوشت ها:

1- بحارالانوار، ج‏23، ص‏236.

3- محمدبن على بن نعمان، معروف به «احول‏» و «مؤمن طاق‏» ازبزرگان شیعه و از یاران دانشمند امام صادق(ع) و امام كاظم(ع)بوده است. خاطره مناظرات اوبا ابوحنیفه زیبا و ماندگار است. همچنین امام صادق(ع) او را دوست مى‏داشت. (رجال الشیخ، شیخ‏طوسى، انتشارات جامعه مدرسین، ص‏296; منتهى المقال، ابوعلى‏حائرى، انتشارات آل‏البیت، قم، ج‏6، ص 135 و136.)

4- بحارالانوار، ج‏23، ص‏236 و237.

5- همان، ج 78، ص 268.

6- روانشناسى نوجوان، اسماعیل بیابانگرد، ص‏133 و123;روانشناسى رشد با نگرش به منابع اسلامى، دفتر همكارى حوزه ودانشگاه، ج 2، ص 998 992; جوان و رسالت‏حوزه، تعریف جوانى،میرباقرى، كانون اندیشه جوان، ص 30.

7- بقره، آیه 138.

8- اصول كافى، ج 2، ص 14.

9- نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدى، خطبه 124، ص 122.

10- امام صادق(ع) مى‏فرماید: «الغلام یلعب سبع سنین، یتعلم سبع‏سنین، یتعلم الحلال و الحرام سبع سنین‏»; فرزند، در هفت‏سال‏نخست‏بازى نماید، در هفت‏سال دوم آموزش یابد و در هفت‏سال سوم(جوانى) حرام و حلال را فراگیرد. (وسایل الشیعه، ج 15، ص 194.)

11- امام مى‏فرماید: «لو اتیت‏بشاب من شاب الشیعه لایتفقه‏لادبته‏»; (تحف العقول، حرانى، ص 302.

12- امروزه «بحث قرائتهاى مختلف از دین‏» ریشه در نگاه‏نسبى‏گرایى به دین دارد كه همان منشا هر منوتیكى است. یعنى‏بنابراین كه در تفسیر متون و یا در كل فهم آدمى به نسبیت قائل‏شوند; در نتیجه هیچ فهم ثابت وجود نخواهد داشت و هركس بدون‏ابزار و متد اجتهاد خود را در فهم از دین توانا خواهد دانست!

13- مرجئه در عصر امویان و با كمك آنان شكل گرفت. این فرقه‏نیت را اصل شمرده و گفتار و كردار را بى‏اهمیت دانستند، معتقدبودند همان گونه كه عبادت كردن باكفر سودى ندارد، گناه كردن هم‏چیزى از ایمان نمى‏كاهد و خلیفه را هرچند كه مرتكب گناه كبیره‏بود، واجب الطاعه مى‏انگاشتند. (فرهنگ فرق اسلامى، جواد مشكور، ص‏406 401)

14- «غلات‏» فرقه‏هایى هستند كه در باره ائمه اطهار(ع) گزافه‏گویى كرده، آنان را به خدایى رسانیده و یا به «حلول‏» جوهرنورانى الهى در امامان خود قائل شدند و یا به تناسخ و حلول روح‏خدایى به كالبد ائمه قائل شدند، ائمه اطهار(ع) گزافه گویى این‏طایفه شیاد را منع و از ایشان بیزارى مى‏جستند. (همان، ص‏344347. )

15- سفینه‏البحار، ج 2، ص 324.

16- المحاسن، برقى، ص 605.

17- نورالثقلین، حویزى، ج 2، ص 191; بحارالانوار، ج 24، ص‏246.

 

منبع:

محمدباقر پورامینى،  ماهنامه كوثر، شماره 40


 

نوشته شده توسط بسیجی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 12:58 موضوع | لینک ثابت


شعروعشق:

عاقلان چون گرفتار بلا شوند، گویند شکیبایی ورزیم که این نیز بگذرد، اما عاشقان چون در معرکه بلا درآیند گویند:
اگر با دیگرانش بود میلی    چرا ظرف مرا بشکست لیلی ...


 

نوشته شده توسط بسیجی در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 21:44 موضوع | لینک ثابت


ای پیامبر خوب وخوبیها، یا محمد دوستت دارم

«چرا سكوت ای مسلمان» 

 

 

در جاهلیتی به سر می بریم كه همه چیز وهمه كس بازیچه دست تمسخر و الحاد است؛ سردمداران شرك و نفاق، امروز چون ابوسفیان های دیروز كمر به هجو و حذف اسلام بسته اند. دیری است كه دشمنان قسم خورده اسلام، یاوه سرایانه و دیوانه رفتار بر‌محمد (ص)؛ پیامبرآب و آیینه، رسول پاكی و آزادگی، گستاخی می كنند.

سران كفر در جاهلیت مدرن بر ساحت قدسی پیامبرِ هدایت و رحمت اهانت و استهزا روا می دارند غافل از اینكه هتاكیشان را عذاب سخت الهی در كمین است كه:

"ولقد استهزیء برسل من قبلک فحاق بالذین سخروا منهم ما کانوا به یستهزون" (انعام/10)   

چه باطل اندیش اند اینان كه گمان برده اند خاك بر چهره خورشید می توانند افشاند و با سلاح جهالت به مصاف رو شنایی می توان رفت. لیكن شب به اراده شب پرستان نمی ماند و آفتاب روشنی بخش اسلام از پس ابرهای تیره و ظلمت زای جهالتشان خواهد تابید.

."هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله و لو كره المشركون" (توبه/33).

اینك ای مسلمان! چه جای نشستن؛ كه سكوت تلخ تو در قبال این فتنه برخاسته از آل استكبار، خود گناهی نابخشودنی و كفری آشكار است. اكنون برخیز كه هنگامه غیرت است.

  صلوات


 

نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 22:27 موضوع | لینک ثابت


شادی روح شهدا صلوات

  دلم برای صیادم تنگ شده!

دو راه داری: یا می توانی مثل همه ای باشی که می ریزند و می پاشند و دغدغه نان ندارند. در این صورت می توانی به خودت بگویی حالا که من فرمانده ام و همه گوش به فرمان من هستند، اصلاً گم نامی یعنی چی؟ یا این که می توانی خودت را بیندازی وسط میدان، تن به بلا بسپاری، غم دیگران را گوشه دلت قاب کنی و بدون گلایه از مشکلات، عزم کنی با آنها بجنگی.

داستان «علی صیاد شیرازی»، می دانی که از نوع اول نیست. علی، متولد 1323، در کبود گنبد(درگز)، جانشین ستاد کل نیروهای مسلح، کاری کرد که من و تو بعد از سال ها باور کنیم که «درِ باغ شهادت باز، باز است».*

می رفت آن طرف خط، وسط عراقی ها، هر چی بهش می گفتند که آخر مرد حسابی! کجای دنیا، فرمانده نیروی زمینی می رود وسط دشمن؟ می خندید و می گفت که من باید خودم به یقین برسم که آن طرف چه خبر است، بعد نیروهایم را بفرستم.

وقتی پشت بی سیم می گویند که فلان کار باید بشود، باید بدانم که شدنی است. پنج کیلومتری دشمن، صدای همه درآمده بود که چرا صیاد آمده اینجا که احتمال هر خطری هست. او را بغل می کنند و به زور می اندازند توی قایق. با همان لباس نظامی و تجهیزات، می پرد بیرون و شناکنان برمی گردد پیش بچه ها.*

مراقب تک تک هزینه هایی که در ارتش خرج می شد، بود. یک وقت می آمد و می گفت که فلان جلسه، همه اش اداری نبود، حرف شخصی هم مطرح شد؛ هزینه جلسه را بنویسید به حساب من. لیست تمام تلفن های شخصی خودش را هم داشت.*

نماز شبش را که می خواند، تا صبح بیدار می ماند، ما را هم برای نماز بیدار می کرد. بعد از نماز با بچه ها ورزش می کردیم و نهایتاً می رفت سراغ کار. هر روز صبح نیم ساعت تا سه ربع، وقت می گذاشت تا بچه ها درباره هر چه که دوست دارند، حرف بزنند. روزهای جمعه هم می آمد و می گفت که امروز می خواهم یک کار خیر انجام بدهم. بعد وضو می گرفت می رفت داخل آشپزخانه، در را می بست و شروع می کرد به شستن.*

به ما می گفت: «خجالت می کشم. خیلی در حق شما کوتاهی کرده ام. کمتر پدری کرده ام. فرصتم کم بوده و گرنه خیلی دلم می خواست.» یک روز در زدند، پیک نامه آورده بود. قلبم ریخت که نکند شهید شده باشد. پاکت را باز کردم دیدم یک انگشتر عقیق برای من فرستاده و نوشته: «به پاس صبرها و تحمل های تو.»*
یک شب خواب دیده بود که اما به او می گوید: «شما کارتان درست می شود، نگران نباشید.» 21 فروردین 78 بود، کارش درست شد.*
فردای روزی که به خاک سپرده بودندش، می روند سر خاک، «آقا» هم آنجا بود. زودتر از بقیه آمده بود. می گفت: «دلم برای صیادم تنگ شده!»

 پيام مقام معظم رهبري به مناسبت شهادت شهيد صياد شيرازي

بسم الله الرحمن الرحيم

«من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا »
امير سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداكار دين و قرآن، نظامي مؤمن و پارسا و پرهيزكار، سپهبد علي صيادشيرازي امروز به دست منافقين مجرم و خونخوار و روسياه به شهادت رسيد.
اين نه اولين و نه آخرين باري است كه دلي نوراني و سرشار از عشق و ايمان و وفاداري به آرمان‏هاي بلند الهي، هدف تير خشم و عناد و عصبيت از سوي زمره جنايتكار و فاسدي كه ادامه حيات خود را در خدمتگزاري به دشمنان اسلام دانسته‏است، قرار مي‏گيرد و دست‏خائن خودفروخته‏اي، نهال ثمربخش انسان والايي را قطع مي‏كند. او مانند ديگر مردان حق از روزي كه قدم در راه انقلاب نهادند، همواره سر و جان خود را براي نثار در راه خدا بر روي دست داشتند.

سرزمين‏هاي داغ خوزستان و گردنه‏هاي برافراشته كردستان سال‏ها شاهد آمادگي و فداكاري اين انسان پاك نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه‏هاي دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خود گذشتگي او حفظ كرده است. خطر مرگ كوچك‏تر از آن است كه بندگان صالح خدا را از راه او بازگرداند و عشق به منال دنيوي حقيرتر از آن است كه در دل نوراني شايستگان جايي بيابد، كوردلان منافق بدانند كه با اين جنايت‏ها روز به روز نفرت ملت ايران از آنان بيشتر خواهد شد و خون مردان پاكدامن و پارسا هم چون صياد شيرازي و شهيد لاجوردي بدنامي و سياهرويي آنان را در تاريخ و در دل اين ملت هميشگي خواهد كرد.

و سردمداران استكبار كه با وجود لاف‏ زني‏هاي ضدتروريستي خود، به اميد آن نشسته ‏اند كه تروريست‏هاي مزدورشان در ايران اسلامي با شهيدكردن مردان استوار و مقاوم انقلاب، راه تسلط بر ايران اسلامي را هموار كنند. بدانند كه خون شهيدان راه حق، ملت مؤمن ما را راسخ‏تر و آشتي‏ ناپذيرتر و مقاوم تر مي‏سازد. رحمت و فضل بيكران الهي بر روح شهيد عزيزمان علي‏ صيادشيرازي و لعنت و نفرين خدا و فرشتگان و بندگان صالحش بر ايادي منفور و مطرود استكبار.

اينجانب شهادت اين بنده برگزيده خدا را به ملت ايران به خصوص به ياران دفاع مقدس و ايثارگران جبهه‏ هاي نور و حقيقت و به خانواده گرامي و فداكار و بازماندگان محترمش تبريك و تسليت مي‏گويم و صميمي‏ترين درود خود را بر روح پاك او و خون بناحق ريخته او نثار مي‏كنم.

و السلام علي عباد الله الصالحين
سيد علي خامنه اي


 

نوشته شده توسط بسیجی در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 21:24 موضوع | لینک ثابت


سال نوآوری وشکوفایی گرامی باد:

 

 

مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب  برای ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی، کشور نیازمند به دو شاخص بسیار مهم پیشرفت و عدالت است سال 1387 ، سال نوآوری و شکوفایی  سال نوآوری و شکوفایی نوید بخش توسعه هرچه بیشتر کشور است  سال نوآوری و شکوفایی، نویدبخش فردای بهتر


 

نوشته شده توسط بسیجی در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 18:13 موضوع | لینک ثابت


بسمه تعالی

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام

                                                                  آخر شده ماه حسین (ع)من میزبان گم کرده ام

درمیکده بودم ولی بیرون شدم از غافلی       

                                                             ای وای از این بی حاصلی   .عمرجوان گم کرده ام

پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره

                                                             اما خداحالم ببین من یار راگم کرده ام

ای وای از این غوغای دل ازدلبرم هستم خجل  

                                                           وقت سفرماندم به گل من کاروان گم کرده ام 

نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام 

                                                             اماببین نامردی ام صاحب زمان(عج)گم کرده ام

من عبدکوی عشقمو  من شاه راگم کرده ام

                                                            آقاتوراگم کرده ام  .آقاتوراگم کرده ام آقاتوراگم کرده ام 

بنوشتم این نامه چنین باخون دل ای مه جبین

                                                            اماببین بخت مرانامه رسان گم کرده ام

                                            شرمنده ام اما بگم آقا تو را گم کرده ام

 

                                                    

                         خدایا بر محمدوآل محمد درود بفرست                                               

                


 

نوشته شده توسط بسیجی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 13:41 موضوع | لینک ثابت


بسیجی :

من بسیجی ام!آماده مرگ .حرف آخرم رابر بالین شهدا گفته ام از آقاخواسته ام سرم رابه زانو بگیردوبه خون همه شهیدان سوگند که تا کنون سر بر زانوی احدی نگذاشته ام.

ای شهیدان ! غم غریبی بر شانه هایمان سنگینی کرده چراغ راهمان شوید چنانکه بوده اید.دستان دنیا یی ما را بگیرید .که فرو رفته در باتلاقیم.

 

                                             یاوران مهدی (عج)خسته نمی شوند

 

                                                                                   التماس دعا               

 

 

ام.


 

نوشته شده توسط بسیجی در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 22:26 موضوع | لینک ثابت


به نام خدا

یااباصالح مدد

به زیرزلفت این ماه است ویارو          به روی ماهت این شب است ویاموت

کنی گه صیددل از تیر   مژگان             کنی گه قصد     جان باتیغ   ابرو

نخواهد  دم زدن  سحرآفرینی              به پیش چشم  جادوی  تو   جادو

به لب خال تور ادل  دیدوگفتا               که جا در   شکرستان  کرده هندو

نخواهی  گر  گرفتار  کمندم               به دوش افکنده ای بهر  چه  گیسو

زبس داغ غم جانان گران است            نگرد   کوه وبا  اوهم    ترازو   

قدم  مگذاری جز بر  دیده من              که جای سرو  و نباشد  لب جو

نخیزد این خرامیدن زطاووس             نیاید این  نگه  کردن  ز آهو

ندارم به   قلبم من  آرزویی              جز آنکه بینم   ساقی   مه رو

غمت در نهان خانه دل نشیند             به نازی که لیلی به محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی        ز بامی که بر خاست مشکل نشیند

بگذار آدمیان طعنه زنندم گویند           هرکه خود راعبد کوی تو نخواند آدم نیست

هرکه از عشق تو دیوانه نشد آدم نیست     آدم آن است و که از عشق تو دیوانه شود

                                            

                                        یااباصالح مدد


 

نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 21:55 موضوع | لینک ثابت


  1. درخاطرم شدزنده یادفاطمیون           یادشلمچه یادفکه یاد مجنون


 

نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 18:12 موضوع | لینک ثابت


 

به نام خداوند متعال

 

فرا رسیدن سال ۱۳۸۷ و هفته وحدت و میلاد حضرت محمد مصطفی (ص) و سال

 

نوآوری و شکوفایی بر عموم ملت ایران و بسیجیان جان بر کف مبارک باد .

             

                    سلم لمن سالمکم

                                                          خامنه ای

                   حرب لمن حاربکم

                                                          خامنه ای

                                     

   التماس دعا

 


 

نوشته شده توسط بسیجی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 10:30 موضوع | لینک ثابت


 

                                           نامه دانشجویان دختر به مادر شهید مغنیه

دختران عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در نامه‌ای خطاب به مادر شهید عماد مغنیه تاکید کردند: خوش به حال مادری که در راه اسلام سه فرزند خود را همچون حضرت ام‌البنین(س) هدیه کرد.


به گزارش پایگاه خبری دانشجویان مستقل، متن نامه دانشجویان دختر عضو اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل خطاب به مادر شهید عماد مغنیه فرمانده بزرگ حزب‌الله لبنان به شرح زیر است:

 

«بسمه تعالی
مادر شهیدان فواد، جهاد و عماد مغنیه


انسان‌‌ها بیش از حرف‌‌ها و نوشته‌‌ها، از اشخاص و عملکردها الگو می‌‌گیرند. تأثیرگذاری یک حادثه یا الگوی رفتاری بر اندیشه‌‌ها و عمل‌‌های مردم، بیشتر از گفتار است. از این رو در قرآن کریم، کسانی به عنوان "اسوه" معرفی شده‌‌اند، تا مردم در ایمان و عمل از آنان سرمشق بگیرند. حادثه‌‌هایی هم که از پیشینیان در قرآن آمده است، به ویژه بخش‌‌هایی که به نیکی‌‌ها، ایمان‌‌ها، صبرها، مجاهدت‌‌ها و اطاعت‌‌ها و ایثارهای فرزانگان اشاره شده، همه برای معرفی الگوست.


تاریخ اسلام و شخصیّت‌‌های برجسته اسلامی نیز برای مسلمانان در همه دوره‌‌ها الگو بوده است و تعالیم دین ما و اولیاء مکتب نیز توصیه کرده‌‌اند که از نمونه‌‌های متعالی و برجسته در زمینه‌‌های اخلاق و کمال، سرمشق بگیریم.

 

در میان حوادث تاریخ، "عاشورا" و "شهدای کربلا" از ویژگی خاصّی برخوردارند و صحنه صحنه این حماسه ماندگار و تک‌‌تک حماسه‌‌آفرینان عاشورا، الگوی انسان‌‌های حق‌‌طلب و ظلم‌‌ستیز بوده و خواهد بود، همچنان که "اهل‌‌بیت" بصورت عام‌‌تر، در زندگی و مرگ، در اخلاق و جهاد، در کمالات انسانی و چگونه زیستن و چگونه مردن، برای ما سرمشق‌‌اند. از خواسته‌‌های ماست که حیات و ممات ما چون زندگی و مرگ محمد و آل محمّد باشد.

 

ایمان داریم که خداوند متعال همانطور که در قرآن کریم فرموده، امروز آن شهیدان و دیگر شهیدان راه حق نه تنها زنده اند بلکه آنها شادمان و خرسند از تفضل خداوند رحمان‌اند و این نه فقط برای آنها بلکه برای آن مادرانی است که بازماندگان این شهدا هستند و خداوند به آنها استبشار می دهد که شما اجرتان را خواهید گرفت و خوش به حال مادری که در این راه 3 فرزند خود را همچون حضرت ام‌البنین"س" هدیه کرد.

 

چه زیبا و استوار پس از شهادت سومین فرزندت سخن گفتی و چه لرزه‌ای براندام قاتلان فرزندت و دشمنان قسم خورده اسلام انداختی. به خود می‌بالیم که در جهانی تنفس می کنیم که شیر زنانی همچون شما در آن زندگی می کنند و به حریت و آزادگی‌ات غبطه می‌خوریم. و با خدای خود عهد و پیمان می بندیم که همچون شما، سرافرازانه از همه چیز خود برای اسلام عزیز گذر کنیم.


والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

منبع                                                 http://islamineurope.blogfa.com/page/emad8.aspx

 


 

نوشته شده توسط بسیجی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 23:45 موضوع | لینک ثابت


 

السلام علیک یا ابا عبداله الحسین (ع)

 

اربعین سالار شهیدان بر ولی امر مسلمین و بر شما امت حزب اله 

 

و بسیجیان سلحشور تسلیت باد .

 

                                                                         شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

 

 


 

نوشته شده توسط بسیجی در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 21:0 موضوع | لینک ثابت


 

خشنودی امام زمان (عج) صلوات

 


 

نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 22:23 موضوع | لینک ثابت


                                                      

                                                       اعوذ بالله من نفسی
                                                     بسم الله الرحمن الرحیم
                                    و هو العلی العظیم و هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن
                                       و هو بکل شیء العلیم صدق الله و علی العظیم 
                                       به اذن الله و رسوله و به اذن مولانا امیرالمومنین

 

شیعه یعنی عشق بازی با خدا
یک نیستان تک نوازی باخدا

 

شیعه یعنی صد بیابان جستجو
شیعه هجرت از من تا به او

 

شیعه یعنی تیغ ،تیغ مو شکاف
شیعه یعنی ذوالفقار بی قلاف

 

شیعه یعنی عدل و احسان و وقار
شیعه یعنی انحنای ذوالفقار

 

شیعه یعنی شوق یعنی انتظار
صاحب آئینه تا صبح بهار

 

شیعه یعنی سالک پا دررکاب
تا که خورشید افکند از رخ نقاب

 

چشم ما سرشار آب و آتش است
در پی زیبا رخی لولیوش است

 

گریه ما حق حق ما ، حق حق است
ناله از هجر ولی مطلق است

 

                                                                مرحوم آقاسی

 

 


 

نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 21:59 موضوع | لینک ثابت


سفارش‏هایی به گناه‏کاران

 

روزی شخصی خدمت امام حسین علیه‏السلام آمد و عرض کرد: ای پسر

 رسول خدا، من فرد گناه‏کاری هستم و توانایی دست برداشتن از گناه را

ندارم. با این حال از شما درخواست دارم که مرا موعظه کنید. امام حسین

علیه‏السلام فرمودند:«ای مرد، هرچه می‏خواهی بکن اما قبل از

انجام‏دادن گناه چند چیز را رعایت کن: اول این‏که از رزق و روزی خداوند

نخور، آن گاه هرکاری می‏خواهی انجام بده؛ دوم آن‏که از ملک خدا بیرون

 برو بعد هرچه دوست داری گناه کن؛ سوم آن که در جایی برو که خداوند

 تو را نبیند؛ چهارم، هرگاه ملک الموت خواست روح از بدنت جدا کند و جانت

 را بگیرد او را از خود دور کن؛ پنجم این که وقتی مالک دوزخ تو را به سوی

 آتش می‏برد اگر می‏توانی از کار او جلوگیری کن و وارد آتش جهنم نشو.

 در آن صورت هرچه می‏خواهی گناه کن».


 

نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 20:43 موضوع | لینک ثابت


 به وبلاگ بسيج خوش آمدید.

  پیام هر بسیجی
مازاد دانشت را كه به برادر بي بهره از دانشت مي رساني، صدقه تو بر او به شمار مي آيد . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله


 

نوشته شده توسط بسیجی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 15:13 موضوع | لینک ثابت