امروز در تاریخ
ولادت حضرت عباس(ع)
نام مشهور آن حضرت عباس(ع) است. به آن حضرت أبوالفضل، أبوالقربة، قمر بنی هاشم، باب الحوائج، عبدصالح و سقا می گویند.
پدرشان حضرت أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب(ع) و مادرشان حضرت أم البنین فاطمه (ع) دختر حزام کلابیه است.
آن حضرت خوش سیما و زیبارو بود و به همین جهت به ماه بنی هاشم ملقب شد. قامتی بلند و بازوهایی قوی داشت و بر اسب که می نشست و پا در رکاب می نمود زانوی آن حضرت تاگردن اسب می رسید. مظهر جلال و جبروت حضرت کردگار بود و در شجاعت و صفات بعد از امام حسن و امام حسین(ع) سرآمد اولاد أمیرالمؤمنین(ع) بود. آن حضرت سپهسالار و علمدار مظلوم کربلا بود.
نوشته شده توسط بسیجی در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ساعت 11:1 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط بسیجی در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 16:12 موضوع | لینک ثابت

نگاه مهربان امام صادق(ع) به جوانان، همراه با بزرگداشت شخصیت، تكریم استعدادها و صلاحیتها، احترام به نیازها و توجه به قلبهاى پاك و زلال آنان بود و اقبال جمع جوانان به سوى امام(ع) فرایندعملكرد و رفتار متین، محبتآمیز، حكیمانه و سرشار از خلوص وعاطفه آن حضرت بود، بدان حد كه سخنش بر اریكه دل آنان مىنشست، زیرا گرایش جوان به خوبى، نیكى و زیبایى بیشتر و سریعتر ازدیگران است. پدیدهاى كه امام بدان اشاره نموده مىفرماید:
«انهم اسرع الى كل خیر» (1)
جوانان زودتر از دیگران به خوبیها روى مىآورند.
رفتار و سخن امام صادق(ع) ترجمان حقیقى این گفته رسول خدا(ص)است كه فرمود:
«اوصیكم بالشبان خیرا، فانهم ارق افئده» (2)
سفارش مىكنم شما را كه، با جوانان به خوبى و نیكویى رفتاركنید، چرا كه آنان نازك دل و عاطفىترند.
امام ضمن توجه به روح لطیف و احساس آرمانى جوانان، یاران ونزدیكان خود را نیز به دقت و توجه در این نكات رهنمون مىساخت. از جمله، یكى از یاران امام به نام «مؤمن طاق» (3) براى پیامرسانى و تبلیغ دین، مدتى را در شهر بصره گذراند. وقتى كه بهمدینه بازگشت، خدمت امام صادق(ع) رسید، حضرت از او پرسید:
- به بصره رفته بودى؟
- آرى!
- اقبال مردم را به دین و ولایت چگونه دیدى؟
- اندك است! مىآیند ولى كم!!
جوانان را دریاب، زیرا آنان به نیكى و خیر از دیگران پیشتازترند. (4)
گزیدهاى از منشور جوان را در اندیشه صادق آل محمد(ص) مرورمىنماییم:
جوانى «فرصت نیكو» و «نسیم رحمت» است كه باید به خوبى ازآن بهره جست و با زیركى، ذكاوت و تیزبینى آن نعمت خداداد راپاس داشت; زیرا كه این فرصت، «ربودنى» و «رفتنى» است وضایع ساختن آن، چیزى جز غم، اندوه و پشیمانى را براى دوران پساز آن به ارث نمىگذارد.
زندگى كوتاه است و راه كار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمایه گرانبهاى ما وقت است كه بازگشتى ندارد، از این رو بزرگترین فن بهترزیستن، بهره جستن از فرصتهاى بىنظیرى است كه برما مىگذرد; این سخن امام صادق(ع) را باید جدى گرفت:
«من انتظر عاجلة الفرصة مواجلة الاستقصاء سلبته الایام فرصته،لان من شان الایام السلب و سبیل الزمن الفوت» (5)
به هركس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت كامل آنرا تاخیر اندازد، روزگار همان فرصت را نیز از او برباید، زیرا كار ایام، بردن است و روش زمان، از دست رفتن.
آدمى با ورود به دوران جوانى به دنبال «هویت» جدیدى مىگردد;آن احساس نسبتاپایدار از یگانگى خود، از این كه: «من كه هستم و كه باید باشم؟» كه دستیابى به آن، به فرد امكان مىدهد كهارتباطات خود را با خویشتن، خدا، طبیعت و جامعه تنظیم دهد.
در این مرحله هویتیابى نقش «آگاهى و بینش» بسیار مؤثر وكارساز بوده، بر «رفتار و عمل» پیشى دارد، در این دوران، ممكن است سرگردانى در هویت سبب گردد كه جوان نسبت به كیستى خود و نقش اجتماعى خود دچار تردید گردد و این شك ضمن برهم زدن هماهنگى و تعادل روانى، او را به «بحران هویت» بكشاند، بحرانى كه جوان به پیرامون اهداف بلند مدت، انتخاب شغل، الگوهاى رفاقت، رفتار و تمایل جنسى، تشخیص مذهبى، ارزشهاىاخلافى و تعهد گروهى با تردید و شك خواهد نگریست.
در شكلدهى هویت، «معرفت دینى» نقش مهمى را ایفا مىكند و درواقع، دین مىتواند تكیه گاه جوان و رهایى دهنده او از اینبحران باشد; البته «دانش»، «كار و تلاش» نیز در ساماندهى هویت او كارساز است. (6)
بنابراین، جوان باید رنگ خدایى گیرد تا هویتش خدایى گردد،«دین» همان «رنگ خدا» است كه همگان را بدان دعوت مىكنند: (صبغهالله و من احسن من الله صبغه) (7) ; رنگ خدایى (بپذیرید!) وچه رنگى از رنگ خدا بهتر است؟ امام صادق(ع) درباره آیه فوقمىفرماید:
«مقصود از رنگ خدایى همان دین اسلام است.» (8)
دین به انگیزه جوان در بنا و آراستن هویت او پاسخ مىدهد، چراكه آدمى داراى عطشى است كه فقط با پیمودن راه خدا فرومىنشنید (9) ; از این رو امام صادق(ع)، یادگیرى بایدها و نبایدها و اندیشههاى سبز دین را از ویژگیهاى دوران جوانى مىداند. (10) وگاه نسبتبه آن دسته از جوانانى كه «علم دین» نمىدانند و درپىآن نمىروند، رنجیده خاطر مىگردد. (11)
دین اسلام، همان روش زندگى است كه میان زندگى اجتماعى و پرستشخداى متعال پیوند مىدهد و در همه اعمال فردى و اجتماعى براىانسان مسوولیت خدایى ایجاد مىكند، كه این مجموعه عقاید ودستورهاى علمى، اخلاقى، سبب خوشبختى انسان در این سرا و سعادت جاوید در جهان دیگر مىشود.
فهم از دین چگونه است؟ و جوان دین خود را از كه بجوید؟!
آیا هركس مىتواند به فهمى از دین برسد؟!
آیا هر فهمى از دین، صواب و پسندیده است؟!
آیا «فهم دینى» فهم نسبى است و هیچ فهم ثابتى وجودندارد؟! (12)
و یا آن كه یك تفسیر و قرائت رسمى از دین وجود دارد.
پس از رحلت رسول اكرم(ص)، مكتباهلبیت(ع) به عنوان «ثقل اصغر» در جایگاه علیهم السلام بیین حقیقى دین خوش درخشید، و لیكن افراد و گروههایى نیز به عللى!! در برابر این اندیشه قرارگرفته، با طرح «قرائت مختلف از دین» به مقابله با معارف معصومان علیهم السلام پرداختند و مع الاسف تاریخ فرهنگ و معارفاسلامى ما همیشه شاهد عرصه گردانى و فریب افكار عمومى از سوىخالقان دیدگاههاى دینى بود.
در عصر امام صادق(ع) جداى از رواج مكاتب الحادى و هجوماندیشههاى یونانى و ایجاد نهضت ترجمه، دیدگاهها و نظریاتگوناگونى در چارچوب «قرائتهاى دینى» طرح گردید، حتى برخى ازارباب فرق كه خود مدتى در محضر پیشواى ششم شاگردى كرده بودند، به طرح دیدگاه خویش و عنوان دیدگاه برتر و صواب پرداختند و درمقابل منادى، احیاگر و متولى قرائت حقیقى دین، امام صادق(ع)، ایستادگى كردند و گروهى را به سمت خود كشاندند.

امام در برخورد با این دیدگاهها، خود به افشاى آنها پرداخت واز سویى به تربیتشاگردان همت گمارد تا آنان در عرصههاى مناظره و گفتگو به بافتههاى ایشان پاسخ گویند.
نكتهاى كه بسیار دل امام را مىآزرد، توطئه جذب جوانان از سوىاین فرقههاى منحرف، اما مدعى اسلام بود، به عنوان نمونه، امامصادق(ع) جوانان را از گرایش به دو فرقه مطرح آن عصر، مرجئه (13) و غلاه (14) بر حذر مىداشت. امام مىفرمود:
«برجوانانتان از غلات برحذر باشید كه آنها را به فساد نكشانند; زیرا غلات پستترین خلق خدا هستند، اینان عظمتخداى را كوچك شمرده و ادعاى ربوبیت و خدایى را براى بندگان او قائلهستند.» (15)
امام با اصل قرار دادن پیشگیرى، ارائه دقیق دین حقیقى وبرگرفته از مكتب اهلبیت علیهم السلام را به جوانان توصیه مىكردند تا راه را بر رهزنان اندیشه جوانان سد نمایند، حضرتمىفرمود:
«جوانان را دریابید! به آنان حدیث و دین بیاموزید، پیش از آنكه مرجئه برشما پیشىگیرند.» (16)
امام صادق(ع) همچنین جوانان را مخاطب خود ساخته مىفرماید:
«یامعشرالاحداث! اتقواالله و لاتاتوا الروساء، دعوهم حتىیصیروا اذنابا لا تتخذوا الرجال ولائج من دون الله، انا و اللهخیر لكم منهم» (17)
اى گروه جوانان! از خدا پروا كنید و نزد روسا(ى منحرف) نروید،واگذاریدشان تا (از جایگاه بافتنى خود بیفتند و) به دنباله روتبدیل شوند، آنان را به جاى خدا همدم خود نگیرید، به خدا سوگندكه من براى شما از ایشان بهترم.
آنگاه با دست خود به سینهاش زد.
سخنان و گفتههاى نغز امام صادق(ع) روح و جان را قوت بخشیده،منشور دستورهاى زندگى و سعادتمندى آن است. امیداست جامعه جوانو پرنشاط، هندسه شخصیت و هویتخود را در پرتو معارف اینامام(ع) ترسیم كرده، خود و جامعه را در سیره ومنش، در مسیرتحقق آرمان جامعه دینى و مدینه آرمانى اهلبیت علیهم السلام ،سمت و سو بخشند.
1- بحارالانوار، ج23، ص236.
3- محمدبن على بن نعمان، معروف به «احول» و «مؤمن طاق» ازبزرگان شیعه و از یاران دانشمند امام صادق(ع) و امام كاظم(ع)بوده است. خاطره مناظرات اوبا ابوحنیفه زیبا و ماندگار است. همچنین امام صادق(ع) او را دوست مىداشت. (رجال الشیخ، شیخطوسى، انتشارات جامعه مدرسین، ص296; منتهى المقال، ابوعلىحائرى، انتشارات آلالبیت، قم، ج6، ص 135 و136.)
4- بحارالانوار، ج23، ص236 و237.
5- همان، ج 78، ص 268.
6- روانشناسى نوجوان، اسماعیل بیابانگرد، ص133 و123;روانشناسى رشد با نگرش به منابع اسلامى، دفتر همكارى حوزه ودانشگاه، ج 2، ص 998 992; جوان و رسالتحوزه، تعریف جوانى،میرباقرى، كانون اندیشه جوان، ص 30.
7- بقره، آیه 138.
8- اصول كافى، ج 2، ص 14.
9- نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدى، خطبه 124، ص 122.
10- امام صادق(ع) مىفرماید: «الغلام یلعب سبع سنین، یتعلم سبعسنین، یتعلم الحلال و الحرام سبع سنین»; فرزند، در هفتسالنخستبازى نماید، در هفتسال دوم آموزش یابد و در هفتسال سوم(جوانى) حرام و حلال را فراگیرد. (وسایل الشیعه، ج 15، ص 194.)
11- امام مىفرماید: «لو اتیتبشاب من شاب الشیعه لایتفقهلادبته»; (تحف العقول، حرانى، ص 302.
12- امروزه «بحث قرائتهاى مختلف از دین» ریشه در نگاهنسبىگرایى به دین دارد كه همان منشا هر منوتیكى است. یعنىبنابراین كه در تفسیر متون و یا در كل فهم آدمى به نسبیت قائلشوند; در نتیجه هیچ فهم ثابت وجود نخواهد داشت و هركس بدونابزار و متد اجتهاد خود را در فهم از دین توانا خواهد دانست!
13- مرجئه در عصر امویان و با كمك آنان شكل گرفت. این فرقهنیت را اصل شمرده و گفتار و كردار را بىاهمیت دانستند، معتقدبودند همان گونه كه عبادت كردن باكفر سودى ندارد، گناه كردن همچیزى از ایمان نمىكاهد و خلیفه را هرچند كه مرتكب گناه كبیرهبود، واجب الطاعه مىانگاشتند. (فرهنگ فرق اسلامى، جواد مشكور، ص406 401)
14- «غلات» فرقههایى هستند كه در باره ائمه اطهار(ع) گزافهگویى كرده، آنان را به خدایى رسانیده و یا به «حلول» جوهرنورانى الهى در امامان خود قائل شدند و یا به تناسخ و حلول روحخدایى به كالبد ائمه قائل شدند، ائمه اطهار(ع) گزافه گویى اینطایفه شیاد را منع و از ایشان بیزارى مىجستند. (همان، ص344347. )
15- سفینهالبحار، ج 2، ص 324.
16- المحاسن، برقى، ص 605.
17- نورالثقلین، حویزى، ج 2، ص 191; بحارالانوار، ج 24، ص246.
منبع:
محمدباقر پورامینى، ماهنامه كوثر، شماره 40
نوشته شده توسط بسیجی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 12:58 موضوع | لینک ثابت
![]() |
|
نوشته شده توسط بسیجی در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 21:44 موضوع | لینک ثابت
«چرا سكوت ای مسلمان»
در جاهلیتی به سر می بریم كه همه چیز وهمه كس بازیچه دست تمسخر و الحاد است؛ سردمداران شرك و نفاق، امروز چون ابوسفیان های دیروز كمر به هجو و حذف اسلام بسته اند. دیری است كه دشمنان قسم خورده اسلام، یاوه سرایانه و دیوانه رفتار برمحمد (ص)؛ پیامبرآب و آیینه، رسول پاكی و آزادگی، گستاخی می كنند.
سران كفر در جاهلیت مدرن بر ساحت قدسی پیامبرِ هدایت و رحمت اهانت و استهزا روا می دارند غافل از اینكه هتاكیشان را عذاب سخت الهی در كمین است كه:
"ولقد استهزیء برسل من قبلک فحاق بالذین سخروا منهم ما کانوا به یستهزون" (انعام/10)
چه باطل اندیش اند اینان كه گمان برده اند خاك بر چهره خورشید می توانند افشاند و با سلاح جهالت به مصاف رو شنایی می توان رفت. لیكن شب به اراده شب پرستان نمی ماند و آفتاب روشنی بخش اسلام از پس ابرهای تیره و ظلمت زای جهالتشان خواهد تابید.
."هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله و لو كره المشركون" (توبه/33).
اینك ای مسلمان! چه جای نشستن؛ كه سكوت تلخ تو در قبال این فتنه برخاسته از آل استكبار، خود گناهی نابخشودنی و كفری آشكار است. اكنون برخیز كه هنگامه غیرت است.
صلوات
نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 22:27 موضوع | لینک ثابت
دلم برای صیادم تنگ شده!
دو راه داری: یا می توانی مثل همه ای باشی که می ریزند و می پاشند و دغدغه نان ندارند. در این صورت می توانی به خودت بگویی حالا که من فرمانده ام و همه گوش به فرمان من هستند، اصلاً گم نامی یعنی چی؟ یا این که می توانی خودت را بیندازی وسط میدان، تن به بلا بسپاری، غم دیگران را گوشه دلت قاب کنی و بدون گلایه از مشکلات، عزم کنی با آنها بجنگی.
داستان «علی صیاد شیرازی»، می دانی که از نوع اول نیست. علی، متولد 1323، در کبود گنبد(درگز)، جانشین ستاد کل نیروهای مسلح، کاری کرد که من و تو بعد از سال ها باور کنیم که «درِ باغ شهادت باز، باز است».*
می رفت آن طرف خط، وسط عراقی ها، هر چی بهش می گفتند که آخر مرد حسابی! کجای دنیا، فرمانده نیروی زمینی می رود وسط دشمن؟ می خندید و می گفت که من باید خودم به یقین برسم که آن طرف چه خبر است، بعد نیروهایم را بفرستم.
وقتی پشت بی سیم می گویند که فلان کار باید بشود، باید بدانم که شدنی است. پنج کیلومتری دشمن، صدای همه درآمده بود که چرا صیاد آمده اینجا که احتمال هر خطری هست. او را بغل می کنند و به زور می اندازند توی قایق. با همان لباس نظامی و تجهیزات، می پرد بیرون و شناکنان برمی گردد پیش بچه ها.*
مراقب تک تک هزینه هایی که در ارتش خرج می شد، بود. یک وقت می آمد و می گفت که فلان جلسه، همه اش اداری نبود، حرف شخصی هم مطرح شد؛ هزینه جلسه را بنویسید به حساب من. لیست تمام تلفن های شخصی خودش را هم داشت.*
نماز شبش را که می خواند، تا صبح بیدار می ماند، ما را هم برای نماز بیدار می کرد. بعد از نماز با بچه ها ورزش می کردیم و نهایتاً می رفت سراغ کار. هر روز صبح نیم ساعت تا سه ربع، وقت می گذاشت تا بچه ها درباره هر چه که دوست دارند، حرف بزنند. روزهای جمعه هم می آمد و می گفت که امروز می خواهم یک کار خیر انجام بدهم. بعد وضو می گرفت می رفت داخل آشپزخانه، در را می بست و شروع می کرد به شستن.*
به ما می گفت: «خجالت می کشم. خیلی در حق شما کوتاهی کرده ام. کمتر پدری کرده ام. فرصتم کم بوده و گرنه خیلی دلم می خواست.» یک روز در زدند، پیک نامه آورده بود. قلبم ریخت که نکند شهید شده باشد. پاکت را باز کردم دیدم یک انگشتر عقیق برای من فرستاده و نوشته: «به پاس صبرها و تحمل های تو.»*
یک شب خواب دیده بود که اما به او می گوید: «شما کارتان درست می شود، نگران نباشید.» 21 فروردین 78 بود، کارش درست شد.*
فردای روزی که به خاک سپرده بودندش، می روند سر خاک، «آقا» هم آنجا بود. زودتر از بقیه آمده بود. می گفت: «دلم برای صیادم تنگ شده!»پيام مقام معظم رهبري به مناسبت شهادت شهيد صياد شيرازي
بسم الله الرحمن الرحيم
«من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا »
امير سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداكار دين و قرآن، نظامي مؤمن و پارسا و پرهيزكار، سپهبد علي صيادشيرازي امروز به دست منافقين مجرم و خونخوار و روسياه به شهادت رسيد.
اين نه اولين و نه آخرين باري است كه دلي نوراني و سرشار از عشق و ايمان و وفاداري به آرمانهاي بلند الهي، هدف تير خشم و عناد و عصبيت از سوي زمره جنايتكار و فاسدي كه ادامه حيات خود را در خدمتگزاري به دشمنان اسلام دانستهاست، قرار ميگيرد و دستخائن خودفروختهاي، نهال ثمربخش انسان والايي را قطع ميكند. او مانند ديگر مردان حق از روزي كه قدم در راه انقلاب نهادند، همواره سر و جان خود را براي نثار در راه خدا بر روي دست داشتند.
سرزمينهاي داغ خوزستان و گردنههاي برافراشته كردستان سالها شاهد آمادگي و فداكاري اين انسان پاك نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهههاي دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خود گذشتگي او حفظ كرده است. خطر مرگ كوچكتر از آن است كه بندگان صالح خدا را از راه او بازگرداند و عشق به منال دنيوي حقيرتر از آن است كه در دل نوراني شايستگان جايي بيابد، كوردلان منافق بدانند كه با اين جنايتها روز به روز نفرت ملت ايران از آنان بيشتر خواهد شد و خون مردان پاكدامن و پارسا هم چون صياد شيرازي و شهيد لاجوردي بدنامي و سياهرويي آنان را در تاريخ و در دل اين ملت هميشگي خواهد كرد.
و سردمداران استكبار كه با وجود لاف زنيهاي ضدتروريستي خود، به اميد آن نشسته اند كه تروريستهاي مزدورشان در ايران اسلامي با شهيدكردن مردان استوار و مقاوم انقلاب، راه تسلط بر ايران اسلامي را هموار كنند. بدانند كه خون شهيدان راه حق، ملت مؤمن ما را راسختر و آشتي ناپذيرتر و مقاوم تر ميسازد. رحمت و فضل بيكران الهي بر روح شهيد عزيزمان علي صيادشيرازي و لعنت و نفرين خدا و فرشتگان و بندگان صالحش بر ايادي منفور و مطرود استكبار.
اينجانب شهادت اين بنده برگزيده خدا را به ملت ايران به خصوص به ياران دفاع مقدس و ايثارگران جبهه هاي نور و حقيقت و به خانواده گرامي و فداكار و بازماندگان محترمش تبريك و تسليت ميگويم و صميميترين درود خود را بر روح پاك او و خون بناحق ريخته او نثار ميكنم.
و السلام علي عباد الله الصالحين
سيد علي خامنه اي
نوشته شده توسط بسیجی در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 21:24 موضوع | لینک ثابت
سال نوآوری وشکوفایی گرامی باد:
مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب برای ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی، کشور نیازمند به دو شاخص بسیار مهم پیشرفت و عدالت است سال 1387 ، سال نوآوری و شکوفایی سال نوآوری و شکوفایی نوید بخش توسعه هرچه بیشتر کشور است سال نوآوری و شکوفایی، نویدبخش فردای بهتر
نوشته شده توسط بسیجی در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 18:13 موضوع | لینک ثابت
بسمه تعالی
ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
آخر شده ماه حسین (ع)من میزبان گم کرده ام
درمیکده بودم ولی بیرون شدم از غافلی
ای وای از این بی حاصلی .عمرجوان گم کرده ام
پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره
اما خداحالم ببین من یار راگم کرده ام
ای وای از این غوغای دل ازدلبرم هستم خجل
وقت سفرماندم به گل من کاروان گم کرده ام
نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام
اماببین نامردی ام صاحب زمان(عج)گم کرده ام
من عبدکوی عشقمو من شاه راگم کرده ام
آقاتوراگم کرده ام .آقاتوراگم کرده ام آقاتوراگم کرده ام
بنوشتم این نامه چنین باخون دل ای مه جبین
اماببین بخت مرانامه رسان گم کرده ام
شرمنده ام اما بگم آقا تو را گم کرده ام
خدایا بر محمدوآل محمد درود بفرست
نوشته شده توسط بسیجی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 13:41 موضوع | لینک ثابت
بسیجی :
من بسیجی ام!آماده مرگ .حرف آخرم رابر بالین شهدا گفته ام از آقاخواسته ام سرم رابه زانو بگیردوبه خون همه شهیدان سوگند که تا کنون سر بر زانوی احدی نگذاشته ام.
ای شهیدان ! غم غریبی بر شانه هایمان سنگینی کرده چراغ راهمان شوید چنانکه بوده اید.دستان دنیا یی ما را بگیرید .که فرو رفته در باتلاقیم.
یاوران مهدی (عج)خسته نمی شوند
التماس دعا
ام.
نوشته شده توسط بسیجی در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 22:26 موضوع | لینک ثابت
به نام خدا
یااباصالح مدد
به زیرزلفت این ماه است ویارو به روی ماهت این شب است ویاموت
کنی گه صیددل از تیر مژگان کنی گه قصد جان باتیغ ابرو
نخواهد دم زدن سحرآفرینی به پیش چشم جادوی تو جادو
به لب خال تور ادل دیدوگفتا که جا در شکرستان کرده هندو
نخواهی گر گرفتار کمندم به دوش افکنده ای بهر چه گیسو
زبس داغ غم جانان گران است نگرد کوه وبا اوهم ترازو
قدم مگذاری جز بر دیده من که جای سرو و نباشد لب جو
نخیزد این خرامیدن زطاووس نیاید این نگه کردن ز آهو
ندارم به قلبم من آرزویی جز آنکه بینم ساقی مه رو
غمت در نهان خانه دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که بر خاست مشکل نشیند
بگذار آدمیان طعنه زنندم گویند هرکه خود راعبد کوی تو نخواند آدم نیست
هرکه از عشق تو دیوانه نشد آدم نیست آدم آن است و که از عشق تو دیوانه شود
یااباصالح مدد
نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 21:55 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 18:12 موضوع | لینک ثابت
به نام خداوند متعال
فرا رسیدن سال ۱۳۸۷ و هفته وحدت و میلاد حضرت محمد مصطفی (ص) و سال
نوآوری و شکوفایی بر عموم ملت ایران و بسیجیان جان بر کف مبارک باد .
سلم لمن سالمکم
خامنه ای
حرب لمن حاربکم
خامنه ای
التماس دعا
نوشته شده توسط بسیجی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 10:30 موضوع | لینک ثابت
نامه دانشجویان دختر به مادر شهید مغنیه
دختران عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در نامهای خطاب به مادر شهید عماد مغنیه تاکید کردند: خوش به حال مادری که در راه اسلام سه فرزند خود را همچون حضرت امالبنین(س) هدیه کرد.
به گزارش پایگاه خبری دانشجویان مستقل، متن نامه دانشجویان دختر عضو اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل خطاب به مادر شهید عماد مغنیه فرمانده بزرگ حزبالله لبنان به شرح زیر است:
«بسمه تعالی
مادر شهیدان فواد، جهاد و عماد مغنیه
انسانها بیش از حرفها و نوشتهها، از اشخاص و عملکردها الگو میگیرند. تأثیرگذاری یک حادثه یا الگوی رفتاری بر اندیشهها و عملهای مردم، بیشتر از گفتار است. از این رو در قرآن کریم، کسانی به عنوان "اسوه" معرفی شدهاند، تا مردم در ایمان و عمل از آنان سرمشق بگیرند. حادثههایی هم که از پیشینیان در قرآن آمده است، به ویژه بخشهایی که به نیکیها، ایمانها، صبرها، مجاهدتها و اطاعتها و ایثارهای فرزانگان اشاره شده، همه برای معرفی الگوست.
تاریخ اسلام و شخصیّتهای برجسته اسلامی نیز برای مسلمانان در همه دورهها الگو بوده است و تعالیم دین ما و اولیاء مکتب نیز توصیه کردهاند که از نمونههای متعالی و برجسته در زمینههای اخلاق و کمال، سرمشق بگیریم.
در میان حوادث تاریخ، "عاشورا" و "شهدای کربلا" از ویژگی خاصّی برخوردارند و صحنه صحنه این حماسه ماندگار و تکتک حماسهآفرینان عاشورا، الگوی انسانهای حقطلب و ظلمستیز بوده و خواهد بود، همچنان که "اهلبیت" بصورت عامتر، در زندگی و مرگ، در اخلاق و جهاد، در کمالات انسانی و چگونه زیستن و چگونه مردن، برای ما سرمشقاند. از خواستههای ماست که حیات و ممات ما چون زندگی و مرگ محمد و آل محمّد باشد.
ایمان داریم که خداوند متعال همانطور که در قرآن کریم فرموده، امروز آن شهیدان و دیگر شهیدان راه حق نه تنها زنده اند بلکه آنها شادمان و خرسند از تفضل خداوند رحماناند و این نه فقط برای آنها بلکه برای آن مادرانی است که بازماندگان این شهدا هستند و خداوند به آنها استبشار می دهد که شما اجرتان را خواهید گرفت و خوش به حال مادری که در این راه 3 فرزند خود را همچون حضرت امالبنین"س" هدیه کرد.
چه زیبا و استوار پس از شهادت سومین فرزندت سخن گفتی و چه لرزهای براندام قاتلان فرزندت و دشمنان قسم خورده اسلام انداختی. به خود میبالیم که در جهانی تنفس می کنیم که شیر زنانی همچون شما در آن زندگی می کنند و به حریت و آزادگیات غبطه میخوریم. و با خدای خود عهد و پیمان می بندیم که همچون شما، سرافرازانه از همه چیز خود برای اسلام عزیز گذر کنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»
منبع http://islamineurope.blogfa.com/page/emad8.aspx
نوشته شده توسط بسیجی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 23:45 موضوع | لینک ثابت
السلام علیک یا ابا عبداله الحسین (ع)
اربعین سالار شهیدان بر ولی امر مسلمین و بر شما امت حزب اله
و بسیجیان سلحشور تسلیت باد .
شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات
نوشته شده توسط بسیجی در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 21:0 موضوع | لینک ثابت
خشنودی امام زمان (عج) صلوات

نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 22:23 موضوع | لینک ثابت
اعوذ بالله من نفسی
بسم الله الرحمن الرحیم
و هو العلی العظیم و هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن
و هو بکل شیء العلیم صدق الله و علی العظیم
به اذن الله و رسوله و به اذن مولانا امیرالمومنین
شیعه یعنی عشق بازی با خدا
یک نیستان تک نوازی باخدا
شیعه یعنی صد بیابان جستجو
شیعه هجرت از من تا به او
شیعه یعنی تیغ ،تیغ مو شکاف
شیعه یعنی ذوالفقار بی قلاف
شیعه یعنی عدل و احسان و وقار
شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
شیعه یعنی شوق یعنی انتظار
صاحب آئینه تا صبح بهار
شیعه یعنی سالک پا دررکاب
تا که خورشید افکند از رخ نقاب
چشم ما سرشار آب و آتش است
در پی زیبا رخی لولیوش است
گریه ما حق حق ما ، حق حق است
ناله از هجر ولی مطلق است
مرحوم آقاسی
نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 21:59 موضوع | لینک ثابت
روزی شخصی خدمت امام حسین علیهالسلام آمد و عرض کرد: ای پسر رسول خدا، من فرد گناهکاری هستم و توانایی دست برداشتن از گناه را ندارم. با این حال از شما درخواست دارم که مرا موعظه کنید. امام حسین علیهالسلام فرمودند:«ای مرد، هرچه میخواهی بکن اما قبل از انجامدادن گناه چند چیز را رعایت کن: اول اینکه از رزق و روزی خداوند نخور، آن گاه هرکاری میخواهی انجام بده؛ دوم آنکه از ملک خدا بیرون برو بعد هرچه دوست داری گناه کن؛ سوم آن که در جایی برو که خداوند تو را نبیند؛ چهارم، هرگاه ملک الموت خواست روح از بدنت جدا کند و جانت را بگیرد او را از خود دور کن؛ پنجم این که وقتی مالک دوزخ تو را به سوی آتش میبرد اگر میتوانی از کار او جلوگیری کن و وارد آتش جهنم نشو. در آن صورت هرچه میخواهی گناه کن».
نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 20:43 موضوع | لینک ثابت
به وبلاگ بسيج خوش آمدید.
| |||
| |||
نوشته شده توسط بسیجی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 15:13 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

حضرت امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) فرموده اند:«اگر سپاه نبود کشور هم نبود.»
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY